به گزارش سایت رسمی شهید علمدار – شاید کمتر کسی را بتوان یافت که مهمترین رویدادهای زندگی اش اعم از تولد و مرگ در یک ماه و یک روز رخ داده باشد، ‘سید مجتبی علمدار ‘ شهیدی از دیار مازندران است که ۱۱ دی ماه سال ۱۳۴۵ در شهر ساری چشم به جهان گشود.

سید مجتبی در ۱۷ سالگی به عضویت بسیج درآمد، روانه جبهه های جنگ حق علیه باطل شد و به گردان مسلم بن عقیل پیوست. کربلای یک نخستین عملیاتی بود که سید در آن شرکت کرد، وی همچنین در عملیاتهای کربلای ۴، ۵، ۸ و ۱۰ حضور داشت.

سید مجتبی در عملیات کربلای ۸ مجروح شد اما مجددا به جبهه بازگشت، این بار از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شت مجروح شد. سید در طول دوران دفاع مقدس بر اثر مجروحیت های مختلف طحال و بخشی از روده خود را از دست داد.

وی که همواره مردانه می جنگید و با رشادت های خود نقش آفرینی می کرد در تاریخ ۱۱ دی ماه سال ۱۳۶۴ به شدت شیمیایی شد.

سید پس از پایان جنگ در واحد طرح و عملیات لشکر ۲۵ کربلا در ساری مشغول خدمت شد، وی مسوولیت واحد تربیت بدنی لشکر را برعهده داشت ودر کنار آن بعنوان عضو اصلی هیات رهروان حضرت امام (ره) هم ایفای وظیفه می کرد.

علمدار مداح و ذاکر اهل بیت عصمت و طهارت بود و ارادت خاصی به امام حسین (ع) داشت، وقتی مصیبت اجدادش را می خواند گویا صحنه‌ها از پیش چشمانش می گذشتند و آنقدر می گریست که اطرافیان را یارای تحمل نبود و ناخودآگاه اشک ها جاری می‌شد.

بعد از جنگ، با یاد و خاطره همرزمان شهیدش زندگی می کرد از دوری آنان سخت آزرده بود.

در اوایل دی ماه سال ۱۳۷۵ به دلیل جراحات شیمیایی روانه بیمارستان شد، این لحظات آخر نفس کشیدن برایش چه سخت شده بود، نفسی که به رسم یادگاری در جبهه ها جا گذاشت و دیگر نیامد، سید خودش را هم جا گذاشت و پس از یک هفته در تاریخ ۱۱ دی ماه به دیار حق شتافت.

«سید مجتبی علمدار»؛ شهیدی از ساری که برای این دنیا نبود

برگزاری یادواره شهید سیدمجتبی علمدار در ساری

یادواره شهید سیدمجتبی علمدار با حضور پرشور جوانان، نوجوانان، زنان و مردان دلداده فرهنگ ایثار و شهادت از سراسر کشور در ساری برگزار شد.

بیست‌ونهمین یادواره شهید سیدمجتبی علمدار با حضور گسترده اقشار مختلف مردم، خانواده‌های معظم شهدا، مداحان و هیئات مذهبی در شهر ساری برگزار شد.

در این مراسم، از تابلویی منقش به تمثال فرماندهان و رئیس‌جمهور شهید با محوریت شهید مداح سیدمجتبی علمدار رونمایی و از جمعی از مداحان و هیئات شهدایی استان مازندران تجلیل شد.

سخنرانی، مرثیه‌خوانی، برپایی موکب‌های پذیرایی و ارائه خدمات پزشکی از دیگر برنامه‌های این یادواره بود که با استقبال گسترده شرکت‌کنندگان همراه شد.

همزمان با بیست‌ونهمین سالگرد شهادت شهید سیدمجتبی علمدار، موکب دارالشفای علمدار با همت گروه پزشکی خادم‌الرضا شهرستان محمودآباد در محل برگزاری این یادواره برپا شد و به ارائه خدمات رایگان پزشکی و دارویی به میهمانان و زائران پرداخت.

در این موکب، اکیپ تخصصی پزشکی شامل خدمات روانشناسی، قلب، داخلی، دندانپزشکی و پزشکی عمومی مستقر بود و پس از معاینه بیماران، داروهای مورد نیاز به‌صورت رایگان در اختیار مراجعه‌کنندگان قرار گرفت.

پزشکان متخصص حاضر در موکب دارالشفا از شهرهای تهران، فریدونکنار، تنکابن، ساری و دیگر شهرهای کشور در این اقدام جهادی مشارکت داشتند و با هدف خدمت‌رسانی به مردم و ترویج فرهنگ ایثار و خدمت، خدمات درمانی رایگان ارائه کردند.

 

«سید مجتبی علمدار»؛ شهیدی از ساری که برای این دنیا نبود

خاطره ای از شهید

یکی از بچه های هیات آمد و به سید گفت: تو مراسم ها و روضه اهل بیت(ع) نمی توانم گریه کنم، سید گفت: اینجا هم که من خواندم گریه ات نگرفت؟ گفت: نه، سید گفت: مشکل از من است، چشم و دهان من آلوده است که تو گریه ات نمی گیرد،

این شخص با تعجب گفت: عجب حرفی! من به هرکس گفتم، گفت: تو مشکل داری برو مشکلت را حل کن، گریه ات می گیرد اما این سید می گوید مشکل از من است! بعدها می دیدم که او جزء اولین گریه کنندگان مصائب ائمه اطهار بود.

اعتراف نامه شهید سید مجتبی علمدار

شهید علمدار خود را متعهد به اجرای ۱۰ قانونی کرد که برای خود وضع کرده بود.

قانون اول: بارالها، اعتراف می کنم از اینکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم. حداقل روزی ۱۰ آیه قرآن را باید بخوانم، اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیلی نتوانستم این ۱۰ آیه را بخوانم روز بعد باید حتما یک جز کامل بخوانم.

قانون دوم: پروردگارا، اعتراف می کنم از اینکه نمازم را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم. حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم.

اگر روزی به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم، روز بعد باید نماز قضای یک ۲۴ ساعت (۱۷ رکعت) بخوانم.

قانون سوم: خدایا، اعتراف می کنم ازاینکه مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشدم. حداقل هر شب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرّب بخوانم، اگر به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت را بجا بیاورم روز بعد باید ۲۰ ریال صدقه و هشت رکعت نماز قضا بجا آورم.

قانون چهارم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم. حداقل در هر هفته باید دوشب نماز شب بخوانم و بهتر است شبهای پنجشنبه و شب جمعه باشد، اگر به هر دلیلی نتوانستم شبی را بجا بیاورم باید بجای هر شب ۵۰ ریال صدقه و ۱۱ رکعت نماز بجا آورم.

«سید مجتبی علمدار»؛ شهیدی از ساری که برای این دنیا نبود

قانون پنجم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه ‘خدا می بیند’ را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خودم کارکردم. حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبح جمعه باید سوره الرحمن را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد چهار صبح زیارت عاشورا و یک جزء قرآن بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آن را در اولین فرصت به اضافه دو حزب قرآن بخوانم.

قانون ششم:حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم، باید به ازای هر صلوات ۱۰ ریال صدقه بدهم و ۱۰۰ صلوات بفرستم.

قانون هفتم: حداقل باید در هر ۲۴ ساعت ۷۰ بار استغفار کنم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا آورم، در ۲۴ ساعت بعدی باید ۳۰۰ بار استغفار کنم و باز هم ۳۰۰ به ۶۰۰ تبدیل می شود.

قانون هشتم: هر کجا که نماز را تمام می خوانم باید در هفته ۲ روز را روزه بگیرم، بهتر است که دوشنبه و پنج شنبه باشد. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا آورم در هفته بعد به ازای دو روز ۳ روز و به ازای هر روز ۱۰۰ ریال صدقه باید بپردازم.

قانون نهم: در هر روز باید ۵ مساله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم روز بعد باید ۱۵ مساله بخوانم.

قانون دهم: در هر ۲۴ ساعت باید ۵ بار تسبیح حضرت زهرا(س) برای نماز یومیه و ۲ بار هم برای نماز قضا بگویم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم باید به ازای هر یکبار، ۳ مرتبه این عمل را تکرار کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *